یه شب خوب در شهر بازی
چندوقت بود به پسری قول داده بودیم بریم شهربازی دیشب بالاخره جور شد که با مامان فریده وخاله مریم و عمو علی وپرنیا جون بریم.به محمدامین خیلی خوش گذشت ...
نویسنده :
مامان امین
23:58
قهرمان من
دیروز گلم کلاس ژیمناستیک داشت مربی شون گفته بود به اونایی که پیشرفت خوبی داشتن آخر کلاس جایزه میده وقتی آخر کلاس همه بچه هارو به صف کردن ومحمدامین رو صدا زدن که بره جایزه بگیره گریه ام گرفته بود الهی فدات بشم پسر یکی یدونم وقتی داشتیم برمی گشتیم خونه پسری میگه مامان به من افتخار میکنی بهش گفتم آره عشقم تو قهرمان منی آرزو میکنم همیشه موفق باشی اینم عکس جایزه اش که پسری دستور دادن حتما باشه ...
نویسنده :
مامان امین
23:32
تعطیلات اخر هفته
پنج شنبه عصر محمد امین با بابا داریوش و مامان فریده ودایی جان بابا جان ومامانش رفتن کاشان خونه عمو منوچهر.پسری کلی از دیدن زندایی جون و عمو اینا خوشحال شد وتا تونست شیطونی کرد منم کلی حرص خوردم جمعه واسه ناهار رفتیم باغ عمو منوچهر خیلی خوش گذشت اونجام پسری من تا تونست شیطونی کرد همه وسایل عمو رو به هم ریخت اینم تنها عکسی که اجازه داد ازش بگیریم ...
نویسنده :
مامان امین
11:29
پناهگاه امن خانه
شانه هایت ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را دست در دستانم که میگذاری خون گرم ارامش در کوچه رگهایم میدود در برابر طوفانهای بیرحم زندگی می ایستی ان چنان که گویی هر روز از گفت وگوی کوهستانها باز می ایی لبخند پدرانه ات تارهای اندوه را از هم می دراند تویی که صبوری ات دلهای ناامید را سپیده دم امیدواری ست مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می اید ان هنگام که ابرهای دلتنگی پنجره های خانه را باران می پاشند اسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را ارزومند است.. ...
نویسنده :
مامان امین
11:22
بابا جان روزت مبارک
روز پدر خونه بابا داریوش محمدامین وباباجان محمدامین ودایی جان ...
نویسنده :
مامان امین
22:22
محمدامین ورزشکار
محمد امین یک هفته است که میره کلاس ژیمناستیک.خیلی علاقه داره.ایشالا که موفق بشی پسر گلم..البته کلاس اسکیت هم با پرنیاجون ثبت نام کردن که از پنج شنبه کلاسشون شروع میشه. تو باشگاه یه دوست خوب پیدا کرده ..اینم عکسشون.محمدامین و کوروش ...
نویسنده :
مامان امین
20:08
پارک جنگلی
محمد امین امروز با مامان وباباوخاله هاش مامانی و عموعلی و پرنیا جون رفتن پارک جنگلی.اونجا کلی شیطونی کردن و خوش گذروند.غروب دیگه حال وایسادنم نداشت تا رسیدیم خونه خوابش برد. ...
نویسنده :
مامان امین
22:8
محمدامین و دختر خالش
محمد امین و دختر خالش پرنیاجون بعد نیم ساعت بازی محمد امین عاشق کلاه و عینک پرنیا میشه ...
نویسنده :
مامان امین
17:50
محمدامین و اولین نقاشیش
محمدامین امروز با کمک مامان فریده وباباجون این نقاشی و کشید. ...
نویسنده :
مامان امین
21:49












